پیر زن واقعی قصه ما

پیر زن واقعی قصه ما

خبری شنیدیم و پرس و جو کنان به آدرس مورد نظر رفتیم

در زدیم، پیرزنی که همسرش را حدود ۳۰ سال پیش از دست داده بود در را باز کرد.

 

وارد حیاط که می شوی انگار هوای دلت سنگین میشود و دلت نمیخواهد که جلوتر بروی…

سوالی که مدام با خود می پرسی این است که آیا کسی می تواند در این شرایط زندگی کند و یا اینکه اصلا زنده بماند!!

یه حیاط  کوچک پر از گِل ….

از حیاط که به داخل خانه میروی در ورودی چوبی که قسمت پایین آن کاملا شکسته خودنمایی می کند. برای جلوگیری از ورود سرمای زمستان، پیرزن، جلوی اون بالشت گذاشته!

وارد  که میشوی اتاق کوچکی را در برابر خود می بینی که رنگ گچ دیوار آن از دود بخاری هیزمی سیاه شده…

یه گاز معمولی که سوخت آن کپسول مایع است

یک تلویزیون که چیزی نشان نمیداد…

در و پنجره های چوبی و قدیمی…

و خلاصه اینکه پیرزن واقعی قصه ما تنهاست….

و دوباره قرار عاشقی بنیاد نیکوکاران مهرآوران شریف و خدایی که سعادت ما را در گره گشایی از خلق قرار داد…

می خواهیم دوباره گرمابخش زندگی یکی از هموطنان مان باشیم و  در این راه به گرمای محبت شما نیاز داریم🙏🙏

به یاری خدا تلاش می کنیم گره های زیر را از زندگی این عزیز باز کنیم:

امتیاز – کنتور گاز و گازکشی

تعمیرات اتاق بصورت کامل (شامل گچ کاری و بنایی)

بهسازی حیاط و درب ورودی

برق کشی و لوله کشی آب

تهیه لوازم اولیه زندگی

  • تاریخ ۲۴ خرداد ۱۳۹۹
  • برچسب ها پویش ها